رادیو دانشگاه گلرنگ - آیا دقت کردید هنگامی که به یک کنسرت موسیقی می روید به یک سمینار مهم دعوت می شوید یا در حال ارائه پیش نمایش ( demo ) برنامه‌ای که نوشته اید به مدیر خود هستید و ......اتفاق های ناخواسته ای که تا قبل از آن در هیچ یک از آزمایشها خود را نشان نداده اند بروز می‌کند و باعث اخلال در برنامه می شود ‌.

هر روز غذا میل می‌کنید و ذره‌ای به روی لباستان نمی ریزد اما روزی که می خواهید با لباس تمیز به جایی بروید مقداری از سس غذا روی لباستان می ریزد اغلب دوستان تحت این شرایط می گویند باز هم«  قانون مورفی »اجرا شد .
قانون مورفی (Murphy’s Law)

قانون مورفی به ادوارد مورفی (Edward A. Murphy) منسوب است. ادوارد مورفی مهندس هوافضای آمریکایی است که ظاهراً بر اساس تجربه‌های نامطلوب در کار اجرایی (از جمله اشتباهات سیم‌کشی مدارها) دائماً این توصیه را به همکارانش می‌کرده که: «همیشه فرض کنید بدترین اتفاقی که می‌تواند بیفتد، خواهد افتاد.»

بنابراین توصیه‌ی او بیشتر از جنس اخطار و احتیاط، و نه اشاره به یک قانون جدی و طبیعی، بوده است.

اما منسوب بودن این قانون به مورفی، به این معنا نیست که هیچ‌کس قبل از مورفی به این نوع بدبیاری‌ها توجه نکرده است. در کتاب Yale’s Book of Quotations (با ویراستاریِ فِرِد شاپیرو) آماده است: یک فیزیکدان ناشناس، زمانی این جمله را به عنوان قانون چهارم ترمودینامیک مطرح کرده است (قوانین واقعی ترمودینامیک، از صفر تا سه شماره‌گذاری شده‌اند).

آیا قانون مورفی واقعاً درست است؟

این سوال را می‌توان در سه سطح مختلف پاسخ داد.

نخستین سطح، برخورد عامه‌ی مردم با این قانون است. کافی است در کوچه و خیابان از افراد مختلف بخواهید که تجربه‌ی خود را از قانون مورفی در زندگی‌شان بیان کنند. احتمالاً افراد بسیاری را خواهید یافت که مثال‌ها و خاطرات فراوانی در زمینه‌ی درست بودن این قانون دارند.

سطح دوم، برخورد کسانی است که با اصول روانشناسی آشنا هستند. آن‌ها به سرعت می‌توانند علتِ رایج شدن قانون مورفی و باور اغلب انسان‌ها به آن را برایتان شرح دهند.

اما سومین سطح برخورد، توجه دقیق‌تر به مصداق‌های قانون مورفی است. کاری کسانی مانند روبرت متیوس و ریچارد رابینسون انجام داده‌اند .

معادل‌های قانون مورفی
برخی از این قوانین به شرح زیر هستند:

  • فلسفهٔ مورفی

لبخند بزن… فردا روز بدتری است…

  • قانون صف:

اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.

  • قانون کارواش:

احتمال بارش باران نسبت مستقیم با روز شستن ماشین شما دارد.

  • قانون تلفن:

اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچ‌گاه اشغال نخواهد بود.

  • قانون بینی:

بعد از اینکه دستتان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.

  • قانون کارگاه:

اگر چیزی از دستتان افتاد، قطعاً به پرت‌ترین گوشهٔ ممکن خواهد خزید.

  • قانون دروغگویی:

اگر بهانهٔ دروغی‌تان پیش رئیس برای دیر آمدن، پنچر شدن ماشینتان باشد، روز بعد واقعاً به‌خاطر پنچر شدن ماشینتان دیرتان خواهد شد.

  • قانون روبه‌رو شدن:

احتمال روبه‌رو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید، افزایش می‌یابد.

  • قانون اثبات:

وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی‌کند، کار خواهد کرد.

  • قانون بیومکانیک:

نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.

  • قانون قهوه:

قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیستان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید.

  • قانون ترافیک:

وقتی در ترافیک گیر کرده‌ای، لاینی که تو در آن هستی دیرتر راه می‌افتد.

  • قانون وسایل نقلیه:

وسایل نقلیه اعم از اتوبوس، قطار، هواپیما و … همیشه دیرتر از موعد حرکت می‌کنند، مگر آنکه شما دیر برسید؛ در این صورت درست سر وقت رفته‌اند.

  • قانون اتوبوس:

مدت زیادی منتظر اتوبوس می‌مانی و خبری نیست. پس سیگاری روشن می‌کنی. به محض روشن شدن سیگار، اتوبوس می‌رسد (به عبارت ساده، اگر سیگار را روشن کنی اتوبوس می‌رسد. اگر برای زودتر رسیدنِ اتوبوس سیگار را روشن کنی اتوبوس دیرتر می‌آید).

  • قانون کار:

اگر به نظر می‌رسد همهٔ چیزها خوب پیش می‌روند، حتماً چیزی را از قلم انداخته‌ای.

  • قانون نتیجه:

احتمال بد پیش رفتن کارها نسبت مستقیم با اهمیت آن‌ها دارد.

  • قانون تحویل پروژه:

وقتی موقع تحویل پروژه می‌رسد، دقیقاً همان روز مشکلی در آن پیدا می‌شود.

  • قانون یادگیری:

شما چیزی را یادنمی‌گیرید، مگر بعد از این‌که امتحان آن را دادید.

  • قانون جستجو:

هر وقت دنبال چیزی می‌گردید، همیشه در آخرین مکانی که جستجو می‌کنید، آن را می‌یابید.

  • قانون خرید:

اهمیتی ندارد که چقدر دنبال جنسی بگردید، به محض اینکه آن را خریدید، آن را در مغازه دیگری ارزان‌تر خواهید یافت.

  • قانون چیزهای خوب:

هر چیز خوب در زندگی یا غیرقانونی است یا غیراخلاقی یا چاق‌کننده.

  • قانون ضایع شدن:

احتمال آنکه کاری را که انجام می‌دهید، دیگران ببینند، نسبت مستقیم دارد با میزان احمقانه بودن آن کار.

  • قانون پمپ بنزین:

هنگام ورود به پمپ بنزین جایگاهی که انتخاب می‌کنید، کندتر و طولانی‌تر از جایگاه‌های دیگر خواهد بود.

  • قانون لکه:

زمانی که می‌خواهید لکهٔ روی شیشهٔ پنجره را پاک کنید، لکه در سمت دیگر شیشه خواهد بود.

  • قانون بقای کثیفی:

برای تمیز کردن هر چیزی، چیز دیگری باید کثیف شود.

  • قانون دسترسی:

هرگاه چیزی را دور بیندازید، به محض آنکه دیگر به آن دسترسی نداشته باشید، به آن نیاز پیدا خواهید کرد.

  • قانون صبحانه:

همیشه نان از طرفی که به آن کره مالیده‌اید روی زمین می‌افتد.

  • قانون USB

همیشه یو اس بی دفعهٔ اول جا نمی‌رود حتی اگر جهتش درست باشه.

  • قانون تعمیر:

زمانی که دستگاه معیوب خود را نزد تعمیرکار می‌برید، کاملاً درست و بی‌عیب کار خواهد کرد.

  • قانون اجتناب:

اگر به هر دلیل در جایی قانون مورفی عمل نکند، قراره اتفاق خیلی بدتر و بزرگتری بیفتد.

  • قانون خانم مورفی:

اگر چیزی خراب یا اشتباه بشود، حتماً تقصیر آقای مورفیه.

  • قانون مامان:

اگر دنبال چیزی باشی ولی آن را پیدا نکنی و مادرت بیاید همان‌جا را بگردد قطعاً پیدا می‌کند

  • قانون زندگی مورفی:

آیا زندگی شما نمونه خوبی از قوانین مورفی است؟

قانون تله (فیناگل): اگر بدترین زمان خراب شدن برای چیزی وجود داشته باشد، همان زمان است که خراب می‌شود.

قانون ساد: قانون دیگری هم وجود دارد، موسوم به قانون ساد که معمولاً مترادف قانون مورفی تلقی می‌شود. قوانین مورفی را آمریکایی‌ها به کار می‌برند؛ در حالی که ساد بین انگلیسی‌ها محبوب‌تر است. البته در بحث‌های تخصصی بسیاری اصول ساد را وسیع‌تر از مورفی می‌دانند و معتقدند قوانین ساد بیشتر بر مسئلهٔ بخت و اقبال تأکید دارد. قوانین ساد می‌گویند بخت خوب یا بد بر قامت شخص دوخته شده:

  • وقتی چیز بدون استفاده‌ای را دور می‌ریزی، بعد از مدت کوتاهی به آن شی نیاز پیدا می‌کنی.
  • از دست دادن شنوایی برای همه نا گوار است اما این اتفاق دقیقاً برای آهنگساز مشهوری چون بتهوون رخ می‌دهد.
  • به شهری دیگر مهاجرت می‌کنی؛ انگار فقط به این دلیل که آنجا با یک همشهری آشنا شوی و با او ازدواج کنی.
  • قانون پیدا کردن: هرگاه دنبال چیزی هستید، آن را نخواهید یافت ولی وقتی دیگر دنبال آن چیز نیستید، آن را هربار خواهید یافت.

با این حال، خود کلمه ساد با توجه به معانی غیراخلاقی‌ای که داشت، منفور بود و مردم مورفی را جای آن به کار بردند.

کاربرد قانون مورفی در مدیریت

توجه به قانون مورفی در مدیریت (چه در مدیریت پروژه ها و چه در امور معمول زندگی) می تواند منافع فراوانی را عاید شما، پروژه یا فعالیت مورد نظر و مخاطب یا مشتری کند. در نظر گرفتن نکات زیر می تواند در این زمینه برای شما راهگشا باشد:

 

  1. زمان بندی و تعیین سررسیدهای واقع بینانه

در هنگام طراحی یک پروژه، با انجام برآوردهای بالاتر در مورد زمان مورد انتظار برای به پایان رسیدن هر فعالیت، از قانون مورفی در عمل استفاده کرده اید. قانون مورفی بر پایه تفکر آینده نگرانه و اهمیت پیش بینی و برنامه ریزی برای اتفاقات غیرمترقبه در هنگامی مبتنی است که موانعی بر سر راه مدیریت موثر شما قرار می گیرند.

به عنوان مثال، پروژه طراحی وبسایتی که تصور می کنید یک هفته زمان خواهد برد، اگر همه چیز بر طبق برنامه به پیش نرود می تواند ۲ یا ۳ هفته از وقت شما را بگیرد. بنابراین با توجه به قانون مورفی و اهمیت آن در مدیریت، برای بدترین حالت ممکن برنامه ریزی می کنید و ۳ هفته برای کار خود زمان در نظر می گیرید. لذا چنانچه به زمان بیشتری از حد انتظار نیاز پیدا کردید، محتحمل فشار نخواهید شد.

معمولاً در نظر گرفتن یک زمان احتیاطی۲۰ درصدی اضافی در پروژه ها و فعالیتهای مختلف می تواند به جلوگیری از بروز شرایط منفی مربوط به قانون مورفی جلوگیری کند و فرصت بیشتری را برای تکمیل و بهبود کار در اختیارتان قرار بدهد.

 

  1. چک لیست کمکی

بر اساس قانون مورفی، اگر تصور می کنید که همه چیز بر طبق برنامه به پیش رفته، احتمالاً واقعیت بر خلاف این است. البته این همیشه درست نیست، اما چیزی است که با داشتن یک چک لیست کمکی برای بررسی مجدد و چندباره اینکه همه چیز مطابق با انتظارات و در موعد مقرر به سرانجام رسیده، به آسانی قابل مدیریت خواهد بود.

هنگامی که همه چیز مطابق با برنامه جلو می رود، هیچ بعید نیست که با یک لبخند رضایتمندانه، روند معمول کار را دنبال کنید، اما معمولاً در چنین اوقاتی است که مسائل غیرمنتظره ای پیش می آیند و ما را غافلگیر می کنند. با تهیه و تنظیم چک لیست های مفصّل می توانید اطمینان پیدا کنید که حتی کوچکترین مواردی که برای اتمام موفقیت آمیز پروژه مورد نیاز هستند را از قلم نینداخته اید.

استفاده از یک چک لیست ثانویه که سناریوهایی که بصورت بالقوه امکان رخ دادن شان وجود دارد را فهرست می کند نیز ایده خوبی است. در هر صورت، اگر توانسته باشید که مشکل را قبلاً پیش بینی کنید، مدیریت و حل و فصل آن آسانتر خواهد بود.

تهیه و تنظیم چک لیست جامعی که بتوانید در طول مدیریت پروژه یا فعالیتهای خود از آن کمک بگیرید به شما کمک می کند تا هیچ موردی از دیدتان مغفول نماند و احتمال عقب افتادگی های بالقوه را نیز کاهش می دهد.

 

  1. آمادگی برای واکنش

به جای آنکه امیدوار باشید که همه چیز به خوبی پیش برود و مدیریت کار به بهترین شکل ممکن انجام بگیرد، با تکیه بر قانون مورفی در مدیریت، بدترین سناریوهایی را در نظر خواهید گرفت که امکان روی دادن شان وجود دارد. در این راستا باید چنین سوالاتی را از خود بپرسید:

  • چه مشکلاتی می تواند رخ بدهد و چطور؟
  • امکان بروز چه اَشکالی از این مشکلات وجود دارد؟
  • به هر کدام چگونه می توانم واکنش نشان بدهم؟
  • این واکنش چه تاثیری بر توانایی من در به اتمام رساندن پروژه و اعتقادم به موفقیت آن خواهد داشت؟

پس از انجام این ارزیابی، نوبت به این می رسد که بررسی کنید و ببینید که چگونه باید به سناریوهایی که احتمال بروز آنها وجود دارد واکنش نشان بدهید. اگر به عنوان بخشی از یک تیم کار می کنید، با اجرای تمرینات آزمایشی برای هر مشکل بالقوه باید اعضای تیم را هم دخیل کنید.

فیدبک یا نظرات تیم در تعیین میزان موثربودن واکنش و بهبود آن می تواند نقش ارزنده ای را ایفا کند. در این حالت، از آنجایی که برای واکنش به هر اتفاق و حادثه ای آماده هستید و مهارتهای لازم را دارید، هم اعتماد به نفس شما به عنوان مدیر پروژه و هم اعتماد به نفس و قدرت تیم کاری تان مضاعف خواهد شد.

حرف آخر

قانون مورفی از آن دسته از قواعدی است که توجه به آن در مدیریت لازم و ضروری است. البته منظور ما از این مطلب این نیست که به کلی باید خوش بینی را کنار بگذارید و منفی نگر باشید، بلکه جان کلام این است که نباید از قانون مورفی غفلت کنید: طرز فکری که قانون مورفی با خود به همراه می آورد، دیدگاهی را در اختیار شما قرار می دهد که با تکیه بر آن می توانید دقت نظر و احتمال موفقیت خود را افزایش بدهید.